کد مطلب: 1592
تاريخ: سه شنبه ۵ ارديبهشت ۱۳۸۵
منبع: نامه وارده
درجه: مهم
يادداشت:
از اصفهان به سمت خوزستان كه حركت ميكنيد، پس از شهركرد به شهرستان بزرگ اردل ميرسيد. شهرستاني پهناور برابر حدود يك چهارم خاك استان با نزديك به 200 شهر و روستا وآبادي و مردماني سختكوش و تلاشگر. اين شهرستان در دل رشته كوههاي زاگرس امتداد دارد. طبيعتي بكر و زيبا با بهارهاي سرسبز و دلربا. رود خانههاي بسياري از ميان درهها گيسو فشانده و در حركتند. جنگلهاي بلوط چشم هر رهگذري را خيره ميكند و آنگاه كه برف و كرفس و بهار به هم ميرسند يكي از زيبا ترين تابلوهاي نقاشي كردگار هستي آفرين در برابر ديدگان شما به نازنيني هر چه تمام تر جلوه ميكند. چشمههاي جاريش چشمها را مينوازد باغستانهاي طبيعي و غير طبيعي، دشتهاي مخملين ، آبهاي شيرين و بينظير، اماكن تفريحي، كوههاي سربلند و دهها مناظر دلفريب طبيعي ديگر هركدام واگوي آفرينندگي هنرمندانه خالق گيتي و جلوهگر هنرآفريني آن جمال بي همتا و جلال بيمنتهاست.
از شهركرد( مركز استان چهار محال و بختياري) كه به سمت مركز اين شهرستان ( اردل) ميآييد در طول جادهاي صاف و هموار و بيخطر (75كيلومتر) به نقطهاي ميرسيد به نام تنگ «دركش وركش» (پنج كيلو متر از همين مسير).
سالها پيش در مقابل رودخانه جاري در دل اين تنگ سدي زده شد تا آب آن جهت استفاده كشاورزي منتقل شود در كنار مسير لولهكشي آب، جادهاي هم احداث شده به منظور انجام امور خدماتي و پشتيباني ِهمين پروژه آبرساني اما بعدها با آسفالته كردن آن، اين جاده به نزديكترين راه ارتباطي شهرستان با مركز استان تبديل شد.
هرچند در طول اين مسير، طبيعت زيبا و كوههاي بلند و استوار، نگاه هر رهگذري را به تماشا ميكشاند اما اين بخش 5 كيلومتري از جاده از نظر امنيتي بسيار ناامن و مدام در حال ريزش سنگ و سنگواره است تاكنون جان چندين عابر سواره و پياده را گرفته و عجبا كه هيچ كس جز در موسم وعدهها به فكر تعمير اساسي يا تغيير مسير جاده نبوده و نيست.
آقاي وزيرراه!
اگر جنابعالي نخواهيد هيچ اقدامي براي تعمير يا تغيير مسير اين جاده بكنيد از اين به بعد كه مطلع شديد اگر كسي در اين جاده جانش تلف شود خونش بر ذمه كيست؟
نميخواهيد بفرماييد در فاصله چهارـ پنج متري! بين اين كوه تيغ خورده كه كينه مند شده تا درّه ي درّنده بي هيچ مانعي، كه به محض انحراف وسايل نقليه به دليل ريزش سنگها ، عمق پنجاه متري دره، دهان وا ميكند و راكب و مركوب را ميبلعد چه جور دانش جادهسازي به كار رفته؟
آيا جايي ضروري تر از اين نقطه خطر خيز براي رفع خطر در جادههاي كشور سراغ داريد؟
اگر درروزهايي كه به دليل بارش برف و باران ، جاده مسدود ـ كه همه ساله اين اتفاق ميافتد ـ و راه ارتباطي شهرستان پهناور با مركز استان بسته شود ومردم منطقه وخيل كاركنان اداري و آموزشي غير بومي شهرستان نتوانند به مركز استان عبور مرور كنند چه معضلاتي پيش خواهد آمد؟
فكر نميكنيد اگر اين راه ارتباطي تعمير شود يا حتي مسير ارتباطي شهرستان تغيير يابد و فوريترين نياز مردم مرتفع و شاهراه رونق اقتصادي منطقه هموار گردد، امكان هرگونه سرمايه گذاري را در اين منطقه ي پراستعداد، سهولت بخشيديد؟
امروزه مهمترين عاملي كه را ه را بر هرگونه سرمايه گذاري دولتي و خصوصي در اين شهرستان مسدود كرده همين جاده مخوف است كه با ظاهري آرام و ژوليده در كمين جان رهگذران نشسته و طبيعتا هر كس مشتاق باشد از انواع مختلف قابليتهاي طبيعي مثل آب، معدن، زمين حاصلخيز، شيلات يا هر زمينه ديگري براي سرمايهگذاري استفاده كند بدون شك اين جاده عملا هرگونه فرصتي را از رونق شهرستان و پيشرفت مردم محروم اما مستحقش ميگيرد.
تمام جاذبههاي گردشگري منطقه به دليل نا امن بودن جاده خاك ميخورد درحاليكه مردمانش به مهمانوازي و خوش خلقي شهره اند. نگين سرزمين بختياري در پشت ديوارهاي كج بختي پنهان شده و دستان تواناي مسوولاني دلسوز و مردم دوست را به ياري فرا ميخواند.
آقاي وزير!
تصور مي رود كه جاده سازي سالهاست به علوم فنون جديد عجين شده اما اگر تاكنون تمام رهگذران اين مسير پنج كيلو متري به ته دره پرتاب نشدند نه به دليل موانعي است كه جاده سازان ايجاد كردند بلكه از شانس بهره بردند به عبارت روشن تر، اين جاده معيار شانس و بد شانسي شده..
اين در حالي است كه اگر تنها اين مسير 5 كيلومتري تغيير يابد شما شاهد بهترين جاده و بيخطرترين مسير ارتباطي در دل كوههاي زاگرس خواهيد بود.
من از جاده پرسيدم. هيچ تفاوتي بين مردم عادي با مسئولان نمينهد و مردم كه مجبورند تحمل كنند اما خداي ناكرده(!) اگر روزي مسوولي از كنار اين جاده عبور كند و سنگي به آرامي فرو غلطد و مركبش خراشي بردارد آنگاه چه پاسخي خواهيد داد؟
آقاي وزير !
ما كه قابل نيستيم لااقل به خاطر عبور و مرور امن و راحت مسئولان چارهاي بينديشيد!
وحيد خليلي اردلي