کد مطلب: 2412
تاريخ: يكشنبه ۳ دي ۱۳۸۵
منبع: نکاتی چند درباره
درجه: مهم
يادداشت:
کم ندیده ایم و ندیده اند فعالان حزب اللهی تشکل های دانشجویی را که به محض خروج از دانشگاه یا اشتغال و عمدتا تاهل، از جرگه آرمان خواهان و عدالت طلبان به در می آیند چنانچه گویی آن شعارها و ادعاها واقعیت نداشته یا به سنین و شرایطی خاص وابسته بوده است! می دانیم و می دانند که گرچه سخت می باشد اما اهمیت این مساله در حدی است که جای تامل و بررسی دارد. در این رابطه چند مساله قابل ذکر است:
تعریف آرمان خواهی فارغ التحصیلان :
برای آنکه مشخص شود این حالت غالب نوعی کناره گیری هست یا خیر بهتر است ابتدا تعریفی دقیق تر و شفاف تر از آرمان خواهی انقلابی و روحیه جهادی ارائه شود تا با این شرایط نیز قابل تطبیق باشد.
ناگفته نماند آرمانخواهی با ذات جریانات دانشجویی بیشتر نزدیکی دارد چراکه عدم وابستگی به منافعی خاص، روحیه پرشور خستگی ناپذیر و... در این سنین بیشتر وجود دارند لذا پس از این مرحله عمدتا شکلی از مصلحت اندیشی یا پختگی و حساب و کتاب به میان می آید و البته آنگاه که در تعارض این دو، نوعا جانب مصلحت رعایت شود و وزنه سنگین تر به طرف مصلحت باشد در هر سنی و هر شرایطی که باشیم غلط است پس آرمان خواهی را می توان "روحیه تلاش برای رشد و تعالی به سوی اهداف بزرگ مطلوب" دانست حال ممکن است همیشه هم شدنی نباشد.
شاید بد نباشد این تذکر داده شود که اگرچه ممکن است یک کارمند یا مسوول و... بخاطر محدودیت های اجرایی و... و نه از سر محافظه کاری و منفعت طلبی، گاهی مجبور به رعایت برخی مصالح گردد اما دانشجو و تشکل دانشجویی گرچه آن شرایط را درک کند و از تلاش مسوولان برای احراز شرایط مطلوب مطلع باشد، نباید مصلحت اندیشی کند و همواره باید رسالت خود را که همانا تذکر دادن آرمانهاست حفظ نماید و البته آن شناخت ممکن است به میزان انصاف در قضاوتها و تحلیل بهتر کمک کند.
مساله دیگری که باید مشخص شود آن است که آیا آرمان خواهی با موضوعات فرهنگی سیاسی تلازم دارد و فرد اگر چه به شغلی با موضوعات غیرمرتبط مشغول شود برای اثبات آرمان خواهی مجبور است اینگونه فعالیتها را ادامه دهد تا عنصر مطلوب انقلابی باشد؟ بنظر می رسد باید تعریفی از زندگی آرمانی انقلابی ارائه شود. زندگی انقلابی الزاما با فعالیتهای فرهنگی سیاسی معنا نمی شود هر چند یک نیروی انقلابی در هر کجا که باشد باید از توان تحلیل سیاسی و بصیرت و زمان شناسی برخوردار باشد . اساسا تفاوت یک نیروی انقلابی چه دانشجو و چه غیردانشجو علاوه بر ویژگیهای مشترکی چون اخلاص و کارایی و... نسبتی است که او با همین مقوله یعنی انقلاب و آرمانها و نیازها و اولویتهای آن مشخص می کند.
از همین جاست که مثلا تفاوت یک دانشجوی غیرانقلابی مذهبی درس خوان پرتلاش و یک دانشجوی انقلابی با همان ویژگیها، مشخص تر می شود. یکی جهت درس خواندن و تلاش اش و حتی موضوعات تحقیقی اش به نیاز انقلاب و کشور وابسته است و دیگری چنانچه بسیار دیده ایم به ذوق شخصی و میزان توجه مجلات معتبر علمی دنیا و منفعت مالی و... ، این یکی دارای تحلیل به روز از شرایط است و اگر لازم شود حتی حاضر است به نیازهای بالاتر انقلاب چنانچه در جنگ دیدیم بپردازد و آن دیگری باز هم چنانچه دیده ایم در این مواقع تا رفع خطر احتمالی به ادامه تحصیل در خارج از کشور و جهاد در عرصه علمی می پردازد!!!
یک کارمند انقلابی اولا چون سایرین دچار روزمرگی نیست و به رشد و پویایی محیط کار خود می اندیشد و اگر لازم باشد حتی خارج از وقت ادرای و بدون دریافت حقوق- چنانچه اول انقلاب شاهد بودیم و همین روحیه باعث آن موفقیت ها می شد- کار را به پیش می برد و صرفا در ازای دریافت پول ، کار نمی کند و ... طبعا چنین فردی حاضر نیست با سازو کارهای رایج و غلط موجود و با استفاده از رانت و پارتی و ... در جایی مشغول شود و در مقابل فسادها و خیانت ها سکوت کند و . . .
پس ویژگی اصلی نیروی انقلابی، نارضایتی از وضع موجود و تلاش برای بهبود آن تا رسیدن به شرایط مطلوب آرمانی منطبق بر نیازها و اولویتهای انقلاب است . بعبارتی نیروی انقلابی با زندگی جهادی یعنی تلاش شبانه روزی مخلصانه در جهت آرمانها شناخته و متمایز می شود. . . .به نظر می رسد تحقق شرایط فوق به حصول لوازم و مقدماتی وابسته است که در صورت وجود امکان بروز بیشتری خواهند یافت.
لوازم آرمان خواهی انقلابی :
افراد ، به دلایل مختلف ، آرمان خواهی و روحیات انقلابی شان محدود می شود به بازه های زمانی خاص مثل دوران دانشجویی و بعد غرق در روزمرگی و زندگی شخصی می شوند که فشار مالی، نداشتن نگرشی که بر لزوم جهاد همیشگی صحه بگذارد و ... از این دلایل برشمرده می شوند. اینک به سه نکته که به نظر می رسد لازمه حصول شرایط مطلوب اند اشاره می شود :
الف – اعتقاد به مبارزه همیشگی :
خیلی ها بر خلاف ادعایشان و به دلیل ضعف و عدم عمق ایدئولوژی و باورهای درونی شان پس از تغییر شرایط و جو حاکم بر اطرافشان بسیاری از روحیات انقلابی شان را از دست می دهند . اگر قرار باشد کسی پس از دوران دانشجویی نیز آن جهت را حفظ کند لازمه و نیاز اولیه اش وجود این نگرش است که مبارزه برای رفع ظلم و تحقق عدالت تا گسترش عدل در کل گیتی ادامه دارد و به تعبیر حضرت امام –ره- "تا ظلم هست مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم. "
ب – زندگی کم موونه و ساده:
چنانچه در روایات آمده مومن، کم مصرف(خفیف الموونه) و پربازده(کثیرالمعونه) است و این خود راز ماندگاری روحیه سختی ناپذیر مبارزه و جهاد شبانه روزی است چرا که رفاه طلبی و تن پروری با مبارزه سر سازگاری ندارد . کسی که می خواهد برای آرمانهای بلندش وقت و انرژی و هزینه بگذارد مجبور خواهد بود از منافع مادی و دنیوی اش بگذرد و آنکه دل بسته دنیا و گرفتار مصرف زدگی و روزمرگی است و فکر و ذکر و انرژی اش به آن مشغول گشته ، نمی تواند به زندگی همراه با مبارزه دائم تحقق ببخشد. هر چند در شرایط فعلی و پیش فرضها و رسومات زندگی های کنونی – که متاسفانه مذهبی و غیرمذهبی هم نمی شناسد- ارائه مدل زندگی ساده به شجاعت و استقامت محتاج است.
به گفته شهید آوینی :"ما برای حفظ استقلال و اقامه عدل بر کره زمین باید بیاموزیم که چگونه در یک مبارزه دائم زندگی کنیم" ناگفته نماند کسی که این سبک زندگی را تمرین نکند بعید است که بتواند از عادات و مرسومات زمانه و قواعد عرفی جاری خارج شود.
ج – تامین مالی حداقلی :
مساله عینی و غیر قابل انکار دیگر تامین مالی در حد همان زندگی ساده است که ضروری است و متاسفانه برخی به همان دلیل و البته بیشتر به دلیل نرسیدن به الگوی فوق و افتادن در ورطه عرف زمانه، به زمین نشانده شده اند! اگر فرد بتواند منبع درآمدی مکفی که هزینه های زندگی اش را تامین کند و او را از این نظر خاطر جمع کند داشته باشد بهتر می تواند فعالیتهای انقلابی خود را ادامه دهد. با این حساب عامل اصلی بقاء روحیه انقلابی اعتقاد و باور لزوم ادامه مبارزه در جهت دستیابی به آرمانهاست که موارد فوق به تحقق آن کمک می کند.