کد مطلب: 2845
تاريخ: سه شنبه ۱ خرداد ۱۳۸۶
منبع: خلاصه الحیاه
درجه: مهم
يادداشت:
باب هفتم: رهبران راستين و برخي ويژگيهاي ايشان
- ...و إني لعالم بما يصلحكم و يقيم أودكم ولكني والله لا أری إصلاحکم بإفساد نفسی (و من آنچه را كه اصلاح شما در آن است و كجي شما را راست مي كند مي دانم ولي نمي توانم براي درست كردن شما خود را تباه كنم )
- ... ما خرجت الا لأعین مظلوماً أو أغیث ملحوفاً (خارج نشدم مگر براي ياري مظلومي يا سيراب كردن تشنه اي)
-الحوائج أمانه الله فی صدور العباد فمن کتمها کتب له عباده و من افشاها کان حقاً علی من سمعها ان یعینه (حاجتها امانت الهي در دل بندگان اند پس هر كه آنرا پوشاند آنرا عبادت محسوب مي كند و هر كه آنرا عيان ساخت بر شنونده آن است كه او را ياري رساند)
-ان الدنیا فی حلالها حساب و فی حرامها عقاب (دنيا! در حلالش حساب و در حرامش عقوبت است)
- لولا حضور الحاضر و قیام الحجه بوجود الناصر و ما اخذ الله علی العلماء ان لا یقاروا علی کظه ظالم و لا سغب مظلوم لالقیت حبلها علی قاربها... (اگر نبود حضور حاضران و برپايي حجت به سبب وجود ياوران و خداوند از عالمان پيمان نگرفته بود كه بر سيري ظالم و گرسنگي مظلوم صبر نكنند، ريسمان خلافت را رها مي كردم...)
- إن اقربكم مني غدا و اوجبكم علي شفاعه أصدقكم لسانا و أداكم للأمانه و أحسنكم خلقا و أقربكم من الناس (فردا آن كس از شما به من نزديكتر و شفاعت او بر من واجبتر است كه راستگوتر و امانتدارتر و نيكو خلق تر و به مردمان نزديك تر باشد)
انی اریدکم لله و انتم تریدوننی لانفسکم (من شما را براي خدا مي خواهم ولي شما مرا براي خودتان مي خواهيد)
- فمن ترک الجهاد البسه الله ذلاً فی نفسه و فقراً فی معیشته و محقاً فی دینه (هر كس جهاد را ترك نمايد خداوند لباس ذلت بر او مي پوشاند و زندگي اش را دچار فقر مي كند و دينش را نابود مي سازد)
- کان رسول الله متواصل الحزان دائم الفکر لیست له راحه و لا یتکلم فی غیر حاجه، طویل السکوت... (پيامبر پيوسته حالت اندوهگين و متفكرانه داشت و راحتي براي او نبود و جز در هنگام نيازمندي سخن نمي گفت، سكوتي طولاني داشت ...)
- اتامرونی ان اطلب النصر بالجور (آيا از من مي خواهيد كه پيروزي را با ستم به دست آورم؟! )
- رحم الله امراً رای حقاً فاعان علیه (رحمت خدا بر كسي كه حقي را ببيند و آنرا ياري رساند)
- ان المسلمین اذا التقیا فتصافحا تحاتت ذنوبهما کما یتحات ورق الشجر (مسلمانان آنگاه كه به يكديگر مي رسند و مصافحه مي كنند گناهان شان همچون افتادن برگهاي درختان بر زمين مي ريزد)
- لو کان المال لی لسویت بینهم فکیف و انما المال مال الله (اگر اين مال از آن من بود آنرا بطور مساوي تقسيم مي كردم چه رسد كه مال، مال خداوند است)
- ان الله تعالی فرض علی ائمه الحق ان یقدروا انفسهم بضعفه الناس کیلا یتبیغ بالفقیر فقره (خداي متعال بر امامان راستين واجب كرده است كه زندگي خود را با ضعيفترين مردمان هم سطح سازند تا فقر فقير او را از جا به در نبرد)
**************
باب هشتم: عالمان
- العالم کمن معه شمعه تضیء للناس (عالم همانند كسي است كه با خود شمعي دارد و همه جا را براي مردمان روشن مي سازد)
- رکعتان من عالم خیر من سبعین رکعه من الجاهل (دو ركعت نماز عالم بهتر از هفتاد ركعت نماز جاهل است)
- یا کمیل! العلم خیر من المال، العلم یحرسک و انت تحرس المال (اي كميل! علم نيكوتر از مال است، علم پاسدار توست و تو پاسدار مال)
- ان اهل النار لیتاذون من ریح العالم التارک لعلمه (اهل دوزخ از بوي بد عالمي كه علم خود را بي عمل گذاشته است آزرده مي شوند)
- یا اباذر! الجلوس ساعه عند مذاکره العلم احب الی الله من قیام الف لیله يصلي في كل ليله الف ركعه.... (اي اباذر! نشستن يك ساعت براي مذاكره علمي در نظر من محبوبتر است از برپا ايستادن هزار شب كه در هر شب آن هزار ركعت نماز گذارده شود...)
- کفی بالعالم جهلا ان ینافی علمه عمله (همين جهل براي يك عالم بس است كه علم او مخالف عملش است)
- ان العالم اذا لم یعمل بعلمه زلت موعظته عن القلوب(چون عالم به علمش عمل نكند، اندرز او در دلها كارگر نمي افتد)
- فاما من کان من الفقهاء صائناً لنفسه حافظاً علی هواه مطیعاً لامر مولاه فللعوام ان یقلدوه (هر كس از فقيهان كه نفس خود را بازدارد و دين خود را حفظ كند و به مخالفت با هواهاي خويش برخيزد و فرمان خداي را اطاعت كند بر عوام است كه از او تقليد كنند)
- اذا ظهرت البدع فی امتی فلیظهر العالم علمه فمن لم یفعل فعلیه لعنه الله (چون بدعتها در امت من پديد آيد بر عالم است كه علم خود را آشكار كند پس هر كس چنين نكند لعنت خدا بر او باد)
- الفقهاء امناء ¬الرسل ما لم یدخلوا فی¬الدنیا...إتباع السلطان، فاذا فعلوا ذلک فاحذروهم علی دینکم (فقيهان تا زماني كه در كار دنيا وارد نشده اند امانتدار پامبران اند و آن پيروي از سلطان است و چون چنين كردند از آنان بر دين خود بيمناك باشيد)
- تواضعوا لمن طلبتم منه العلم (در مقابل آنكه از او علم آموخته ايد تواضع كنيد)
- عالم ینتفع بعلمه افضل من سبعین الف عابد (عالمي كه با علمش سود مي رساند بالاتر است از هفتاد هزار عابد)
- من اوجب حق اخیک ان لا تکتمه شیئاً ینفعه لا من دنیاه و لا من آخرته (از واجب ترين حقوق برادرت آن است كه چيزي را كه براي او سودمند است پوشيده نداري نه از امور دنيائيش و نه از امور آخرتش)
- من غلب علمه هواه فذلك علم نافع (هر كه علمش بر هوايش چيره شود داراي علمي سودمند است)
- قال الحواریون لعیسی(ع): یا روح¬الله من نجالس؟ قال: من یذکرکم الله رؤیته و یزید فی علمکم منطقه و یرغبکم فی الآخره عمله (حواريون به عيسي(ع) گفتند: اي روح خدا! با چه كسي بنشينيم؟ فرمود: كسي كه ديدنش شما را به ياد خدا بياندازد و گفتارش بر علم شما بيافزايد و عملش شما را به آخرت ترغيب كند)
- العلماء فی انفسهم خانه ان کتموا النصیحه (علما خائن اند اگر نصحيت را بپوشانند)
- قصم ظهری اثنان عالم متهتک و جاهل متنسک (كمر مرا دو گروه شكستند: عالم بي تقوا و جاهل زاهدنما )
- من تقدم علی المسلمین و هو یری ان فیهم من هو افضل منه فقد خان¬الله و رسوله و المسلمین (آن كس كه خود را پيشواي مسلمانان قرار دهد درحاليكه مي داند در ميان آنان كسي برتر از او وجود دارد، به خدا و رسول خدا و مسلمانان خيانت كرده است)
- من زهد في الدنيا أثبت الله الحكمه في قلبه و انطق بها لسانه و بصره عيوب الدنيا ... (كسي كه از دنيا دامن فروچيند خداوند حكمت را در قلب او جاي مي دهد و زبانش را به آن گويا مي سازد و عيبهاي دنيا را به او مي نماياند)
- اذا رایتم العالم محباً لدنیاه فاتهموه علی دینکم (اگر عالمي را دوستدار دنيا ديديد او را در كار دين خود متهم كنيد)
- لیس من شیعتنا من یظلم الناس (شيعه ما نيست آن كسي كه به مردم ظلم كند)
- ان الناس ماافتقروا و لااحتاجوا و لا جاعوا و لاعروا الا بذنوب الاغنیاء (مردمان، فقير، نيازمند، گرسنه و برهنه نگشتند مگر از گناه توانگران)
- انا امرنا معاشر الانبیاء ان نکلم الناس قدر عقولهم... امرنی ربی بمداراه الناس کما امرنا باقامه الفرائض (ما گروه پيامبران ماموريم كه با مردمان به اندازه عقل هايشان سخن بگوئيم ... پروردگارم مرا همانگونه كه به اقامه واجبات فرمان داده به مدارا كردن با مردم نيز فرمان داده است)
- المستأکل بدینه حظه من دینه ما یاکله (آنكه دين خود را وسيله خوردن خود كند بهره اش از دين همان چيزي است كه آنرا مي خورد)
**************
باب نهم: ولايت و حكومت (فلسفه سياسي)
- ان الارض لا تصلح الا بامام... من مات و لا یعرف امامه مات میته جاهلیه (زمين اصلاح نمي شود مگر بوسيله امام... هر كس بميرد و امامش را نشناسد به مرگ جاهلي مرده است)
- لا یصلح الحکم و لاالحدود و لاالجمعه الا بامام عدل (حكومت و اقامه حدود و نماز جمعه جز با امامي عادل درست نمي شود)
- طاعه ولاه العدل تمام العز (فرمانبرداري از ولي عادل منتهاي عزت است)
- لا یقبل الله من العباد الاعمال الصالحه التی یعملونها اذا تولوا الامام الجائر (خداوند اعمال نيك بندگان را قبول نمي كند وقتي تحت ولايت امام جائر باشد)
- اذا تغير السلطان تغير الزمان (چون سلطان تغيير كند، زمانه تغيير خواهد كرد)
- الرعیه لا یصلحها الا العدل (مردمان جز با عدالت اصلاح نمي شوند)
- یوم واحد من سلطان عادل خیر من مطر اربعین یوما و حد یقام فی¬الارض ازکی من عباده سنه (يك روز از زندگي حاكم دادگر بهتر از چهل روز باريدن باران است و حدي كه در زمين اقامه شود پاكيزه تر از عبادت يك سال است)
- ... ففرض الله الایمان تطهیراً من الشرک... و الطاعه نظاما للمله و الامامه لما من الفرقه ... (خداوند ايمان را براي پاك كردن مردمان از شرك واجب كرد...و فرمانبرداري را براي نظام ملت و امامت را براي جلوگيري از پراكندگي...)
**************
باب دهم: حاکم اسلامی،تكاليف و مسؤوليتهاي او
- ان الامامه زمام الدین و نظام المسلمین و صلاح الدنیا و عز المومنین (امامت زمام دين و نظام مسلمانان و صلاح دنيا و عزت مومنان است)
- من اتی علیه اربعون یوماً و لم یاکل اللحم فلیستقرض علی الله ولیاکله (كسي كه چهل روز بر او بگذرد و گوشت نخورد بايد وامي بر عهده خدا بستاند و با آن گوشت بخورد)
- الله الله! فی الطبقه السفلی الذین لا حیله لهم من المساکین و المحتاجین و اهل البؤسي و الزمنی (خدا، خدا، در كار طبقه فرودست يعني بينوايان و نيازمندان و فقيران و بيماران زمين گير كه هيچ چاره اي ندارند ...)
- ان رسول الله مر بالمحتکرین فامر بحکرتهم ان تخرج الی بطون الاسواق و حیث تنظر الابصار الیها (پيامبر خدا بر محتكران گذشت پس فرمان داد تا مواد احتكار شده را به درون بازارها بياورند تا مردم آنها را ببينند)
- ان اهون الخلق علی الله من ولی امر المسلمین فلم یعدل فیهم (پست ترين مردم در نزد خدا كسي است كه كار مسلمانان را بر عهده بگيرد ولي در ميان شان به عدالت رفتار نكند)
- ... ولیکن احب الامور الیک اوسطها فی الحق و اعمها فی العدل و اجمعها لرضا الرعیه... انما عمود الدین و جماع المسلمین و العده للاعداء، من الامه فلیکن صغوک لهم و میلک معهم... (... و بايد كه محبوبترين چيزها در نظر تو آن باشد كه در معيار حق حالتي ميانه داشته باشد و از نظر عدالت همگان را شامل شود و رضايت مردم را بيشتر فراهم آورد... اين است كه ستون دين و مايه اجتماع مسلمانان و فراهم آورنده وسايل براي روبرو شدن با دشمنان همان عامه امت اند پس بايد كه ميل تو به جانب ايشان باشد و رضاي آنان را به چنگ آوري)
- فلا تطولن احتجابک عن رعیتک! فان احتجاب الولاه عن الرعیته شعبه من الضیق و قله علم بالامور و الاحتجاب منهم یقطع عنهم علم ما احتجبوا دونه فیصغر عندهم الکبیر و یعظم الصغیر... (مبادا كه پوشيده ماندن تو از رعيت ات به درازا بكشد زيرا كه در پرده ماندن واليان از رعيت، مايه در تنگنا افتادن مردم است و كم اطلاعي والي از امور و پنهان ماندن از ايشان سببي را كه به خاطر آن از ديدن والي خود محروم مانده اند بر مردم پوشيده مي دارد و در نتيجه امر بزرگ در نظر ايشان كوچك مي نمايد و كوچك بزرگ مي شود...)