کد مطلب: 5346
تاريخ: سه شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۸۸
منبع: استاد حجه الاسلام والمسلمین روح
درجه: مهم
يادداشت: آقاي احمدي نژاد انقلاب را وارد جراحي بزرگي كرد. حضرت امام در آخرين لحظات جراحي انقلاب فرمودند: تاريخ اسلام پر است از خيانت كساني كه به حسب ظاهر داخل در اسلامند...
استاد حجه الاسلام والمسلمین روح از علماء به نام مشهد و مرجع علمی ، فکری و سیاسی بسیاری از طلاب و دانشجویان این شهر می باشند. متن زیر پاسخ های ایشان به سوالات جمعی از طلاب و دانشجویان حاضر در جلسه سخنرانی جمعه گذشته ایشان است که پس از مناظره 13 خرداد و بروز شبهاتی در مورد معرفی مفسدین ایراد گردید.
حجه السلام روح: درست است كه اين آقايون منسوبين رهبري هستند و با يك يا چند واسطه به ايشان مي رسند اما اين تازگي ندارد. اگر به نهج البلاغه مراجعه كنيد خواهيد ديد منسوبين امام دزد از كار در آمده اند.ما در حكومت امام علي (ع) كسي را مي بينيم فاسد، حضرت هم ايشان را نصب مي كند و امضا مي كند و تا آخري هم كه ايشان هستند او را برنمي دارد.
استاد حجه الاسلام والمسلمین روح از علماء به نام مشهد و مرجع علمی ، فکری و سیاسی بسیاری از طلاب و دانشجویان این شهر می باشند. متن زیر پاسخ های ایشان به سوالات جمعی از طلاب و دانشجویان حاضر در جلسه سخنرانی جمعه گذشته ایشان است که پس از مناظره 13 خرداد و بروز شبهاتی در مورد معرفی مفسدین ایراد گردید. متن کامل سخنان ایشان در آینده منتشر خواهد شد.
سوال: آيا اساسا افشاي نام مفسدين از لحاظ اخلاقي صحيح است؟
چواب: بله. امير المومنين در خطبه 148 نسبت به طلحه و زبير و در خطبه 26 نسبت به عمر و عاص و در خطبه 19 نسبت به اشعث افشاگري مي كنند كه اگر ما بوديم مي گفتيم: آقا شما نبايد راجع به كسي كه حضور ندارد حرف بزنيد، يك شخصيتي كه همه هم مي شناسندش .
حضرت امير در خطبه 169 در اينكه همه دشمنان دست به دست هم دادند با اينكه تماسي با هم نداشتند (قريش، طلحه و زبير، معاويه، همسر پيامبر) فرمودند: اينها براي اين با هم جمع شده اند تا كار را به حالت قبلي برگردانند.
خطبه 217: خدايا من از تو كمك مي خواهم كه من را بر قريش كمك كني و بر كمك كنندگان به قريش. اينها اجماع كرده اند براي دشمني با من، اينها همه يك طرفند و من يك طرف.
از آخرين حركت هايي كه اينها متوسل شده اند، توسل به اخلاق است. به اميرالمومنين گفتند: تو خيلي حريص هستي كه رييس شوي. اميرالمؤمنين گفت: حرص شما براي اين كار به مراتب بيشتر است.
سوال: افشاگري امام علي مستند به علم ايشان است و دليلي براي افشاگري رييس جمهور نمي شود؟
جواب: اين حرف كه افعال امام علي (ع) مستند به علم حضرت است يعني فعل امام ديگر براي من (ما كه علم امام را نداريم) حجيت ندارد، ديگر الگويي براي ما نخواهند بود. ضمن اينكه حضرت در موارد متعددي در نهج البلاغه مي فرمايند: عيون (جاسوسين و مخبرين) من براي من خبر آورده اند (حكم خود را مستند به خبر جاسوسين مي كنند) و حتي به مالك اشتر دستور مي دهند: بفرست در داخل ايشان عيوني را. ايشان نمي فرمايند ملايكه براي من خبر آورده اند.
ضمن اينكه ما اصلا احمدي نژاد را با حضرت امير(ع) مقايسه نمي كنيم. ما حرفمان اين است كه شاگردي از شاگردان علي مرتضي وسط آمده است.
سوال: افشاشدگان، منسوبين رهبري اند؟
جواب: درست است كه اين آقايون منسوبين رهبري هستند و با يك يا چند واسطه به ايشان مي رسند اما اين تازگي ندارد. اگر به نهج البلاغه مراجعه كنيد خواهيد ديد منسوبين امام دزد از كار در آمده اند.ما در حكومت امام علي (ع) كسي را مي بينيم فاسد، حضرت هم ايشان را نصب مي كند و امضا مي كند و تا آخري هم كه ايشان هستند او را برنمي دارد. شريح قاضي از كساني است كه قاضي القضاتي او را حضرت امضا مي كند و آن نامه شديداللحن را در مورد او دارد. مي فرمايد: آن خانه اي را كه درست كردي اگر از بيت المال است كه كذا و اگر از مال شخصي ات است كه كذا .... اگر من بودم قواله اي مي نوشتم كه ديگر پايت را در آن خانه نگذاري.
اين آقايان تعبيري را آوردند خودشان جا انداختند به نام اركان نظام. اركان نظامچه كساني هستند؟ هر جا مي رسند و گير مي كنند مي گويند اركان نظام. بعد ذره ذره كه جلوتر رفتيم ديديم خود اين آقا اركان نظام است. پسر اله اش ركن ركن نظام است.
من تصورم اين است كه آقاي احمدي نژاد انقلاب را وارد جراحي بزرگي كرد. حضرت امام در آخرين لحظات جراحي انقلاب فرمودند: تاريخ اسلام پر است از خيانت كساني كه به حسب ظاهر داخل در اسلامند.خدا كند مريض، دست مريضي كند و به پزشك كمك كند و لو اينكه براي مريض سخت است. پزشك حرفش اين است كه هر چه تا حالا خوردي ديگر نخور.
من گمان مي كنم كليدي كه آقاي احمدي نژاد زد، بت بزرگي را شكست به فضل الهي.
سوال: اگر افشاي اين آقايان وظيفه بوده است، چرا رهبري اين وظيفه را انجام ندادند؟
جواب: ما دو نوع وظيفه داريم: يك وظيفه، وظيفه من است و يك وظيفه، وظيفه ديگري. يك وظيفه، وظيفه امام است و وظيفه ديگري وظيفه ماموم. زماني كه ابوذر با عثمان اوقات تلخي مي كرد حضرت امير (ع) هم همان كار را مي كرد؟ خير. وظيفه ماموم را از امام نخواهيد.ما كه ماموم هستيم نمي دانيم چه معذوريت هايي در كار است، اما وظيفه ما چيز ديگر است.
سوال: آيا ممكن است وظيفه امام و ماموم متضاد باشد؟
جواب: بله. گاهي وظيفه امام بيرون رفتن است ولي وظيفه ماموم ماندن است، چنانچه وظيفه موساي كليم بيرون رفتن بود و وظيفه مامومين ماندن. گاهي وظيفه امام سكوت است و وظيفه ماموم فرياد و اعتراض، چنانچه حضرت زهرا (س) سخنراني و اعتراض مي كنند ولي حضرت امير (ع) سكوت مي كنند.( با توجه به اينكه امام علي (ع) امام صديقه اطهر بوده اند.)
سوال: افرادي كه نام آنها آورده شده است، افراد خوش نام نظام هستند. اين برخورد صحيح بود؟
جواب: حضرت امام در وصيت نامه شان مي فرمايند: ميزان در هر فردي حالت الآن خودش است. ما وقتي به تاريخ جنگ جمل نگاه مي كنيم مي بينيم حضرت امير (ع) مي فرمايند: « زبير (كه در جنگ جمل مقابل حضرت ايستاده است.) هميشه از ما اهل بيت بوده است. » زبيري كه يكي از شش نفري است كه بر بدن حضرت زهرا(س) نماز خوانده است.
در نهج البلاغه آمده است فردي نزد امام علي (ع) آمد و گفت: عجب زمان سختي شده است، شما يك طرف جنگ و طرف ديگر عايشه ام المومنين است، من كدام طرف را بگيرم؟ حضرت در جواب فرمودند سخت سرت كلا رفته است، «إعرف الحق تعرف أهله » اشخاص را با حق بسنج نه حق را با اشخاص.
شهيد بهشتي مي فرمود: انسان در حال شدن است نه بودن.